واپسین تکرار اشکم
واپسین تکرار اشکم
از جاده ها لبریز بودم
چشمم چکیده بر برگ خشک سبز سیاوش
بر مشعل دستان کاوه
حالا دگر صد پینه بسته
افسانه خسته
آرش کمان گیر
جان در کمان کن
مرز تبسم با نعره واکن
بغضم تکیده
عریانم عریان
چاووش خاموش در غمزه ساحل فریب است
از سفره ام اندیشه نان و شراب کهنه اعصار بردار
پل را فروریز
تکرار خسته
اینک جوانه سبزینه بسته...
از جاده ها لبریز بودم
چشمم چکیده بر برگ خشک سبز سیاوش
بر مشعل دستان کاوه
حالا دگر صد پینه بسته
افسانه خسته
آرش کمان گیر
جان در کمان کن
مرز تبسم با نعره واکن
بغضم تکیده
عریانم عریان
چاووش خاموش در غمزه ساحل فریب است
از سفره ام اندیشه نان و شراب کهنه اعصار بردار
پل را فروریز
تکرار خسته
اینک جوانه سبزینه بسته...
- ۲۹۶
- ۳۰ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط