ایآنکه

ای آنکه

سطر سطر آسمان را می خوانی

 

 

و ای آنکه

در قاموس عشق هستی

 

 

تلاوت حضورت را

در چشم ها دیدم

 

 

انحنای شب در تحدب چشمانم ستاره کرد

 

 

ای حرف حرف نگاهت سرود درد

 

 

با من بیا

به کوچه های خلوت عشق

 

 

فانوس به دست

حرمت شب را شکسته اند

 

 

آری تویی که کوچه را به نبض صلابت گره زدی

 

 

اما کنون

چشمی به انتظار

بر صورت فضا

نام تو نقش می زند
دیدگاه ها (۱)

با من بیابه کوچه های خلوت زخمی   به عشق  بازا بیاکه حرمت بار...

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشمبدان امید دهم جان که خاک ...

واپسین تکرار اشکماز جاده ها لبریز بودمچشمم چکیده بر برگ  خشک...

گفتم درخت :  کدام دردآورتر است ؟    تبر یا ارّه برقی ؟  بلوط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط