{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را نمیدانم!!!

تو را نمیدانم!!!
اما من میخواهم تو را برای همیشه
به دست فراموشی بسپارم!!!
شبی با بغض...
شبی با اشک...
شبی با لبخندی ساده....
بالاخره به هر راهی که میشود تو را فراموش خواهم کرد...
هر شب در کنار جای جایِ خالی ات مینشیم‌ ,صدایش را هم در نیار ...
من حتی با نبودنت هم خاطره های
زیادی دارم...
اما... تو رااا
به دست فراموشی خواهم سپرد.
دیدگاه ها (۱)

دوست داشتنت مثل بوے یاس اول صبح استڪه دنیا را برداشته...

پاسخی در خورِ پیچیدگی موی تو نیست می کِشد کارِ من ا...

در میوه‌چینی بی‌گاه رویا را نارس چیدند و تردید...

حڪایت من،حڪایت ڪسی بـود ڪـہ عاشــق دریاا بـود، اما ...

شعله های حسادت در قلب تومان پارت 13

ص ۶۵ ان شب پریسا از زندگی شخصی خودش گفت از ترسها از امیدها ا...

لانگ فیکشن از سونگمین/p3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط