{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شرح این عشق را به یک جمله بس کنم پاییز طلوع کرد و دل

شرحِ این عشق را به یک جمله بس کنم: "پاییز" طلوع کرد و "دلبسته ات" شدم
دیدگاه ها (۱)

هِزار و یک شَب خیال بافتم ، از تویی که یک شَب نداشتمَت ...

تو سراسر پاکی را از دست‌های خود جاری کن تا اندیشهٔ کهکشان بی...

دلنشین است خنده‌های سر صبحت آدم دلش نمی‌آید بوست نکند

دستانت انگار بهار است و انگشتانت شکوفه های آن!

با عشق ورزیدن هم می توان ظلم کرد، دلبسته می کنی و سپس دور می...

دیوونه شدم بس که این اهنگو گوش دادم...

🔷 فقط در شرح حال این تفاله می توان جمله دکتر سروش را بکار ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط