{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شرحِ این عشق را به یک جمله بس کنم: "پاییز" طلوع کرد و "دل

شرحِ این عشق را به یک جمله بس کنم: "پاییز" طلوع کرد و "دلبسته ات" شدم
دیدگاه ها (۱)

هِزار و یک شَب خیال بافتم ، از تویی که یک شَب نداشتمَت ...

تو سراسر پاکی را از دست‌های خود جاری کن تا اندیشهٔ کهکشان بی...

دلنشین است خنده‌های سر صبحت آدم دلش نمی‌آید بوست نکند

دستانت انگار بهار است و انگشتانت شکوفه های آن!

بهترین جمله که خوندم😍😍😍😂اکلیلی شدم از بس که حق بود😃

... سلام به شما دوستان خوبم هر صبح طلوعدوباره‌ی خوشبختیو "ام...

خسته شدم از بس سر این مسئله بقیه مسخره ام کردن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط