{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هزار و یک شب خیال بافتم از تویی که یک شب نداشتمت

هِزار و یک شَب خیال بافتم ، از تویی که یک شَب نداشتمَت ...
دیدگاه ها (۱)

تو سراسر پاکی را از دست‌های خود جاری کن تا اندیشهٔ کهکشان بی...

منتظر بودم که بگشاید بر رویم آسمانِ تار دیدگان صبح سیمین را ...

شرحِ این عشق را به یک جمله بس کنم: "پاییز" طلوع کرد و "دلبست...

دلنشین است خنده‌های سر صبحت آدم دلش نمی‌آید بوست نکند

هزار و یک شبخیال بافتم از تویی که یک شب نداشتمت

پروردگارا

حسین جان مرا هزار امید است و هر هزار تویی:)#صلی_الله_علیک_ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط