{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز باران با ترانه

باز باران با ترانه
می خورد بر بام خانه

خانه ام کو؟خانه ات کو؟
ان دل دیوانه ات کو؟

روزهای کودکی کو؟
فصل خوب سادگی کو؟

یادت اید روز باران
گردش یک روز دیرین

پس چه شد؟
دیگر کجا رفت،خاطرات خوب
ورنگین..

درپس ان کوی بن بست
در دل تو ارزو هست

کودک خوش حال دیروز
غرق در غمهای امروز

یاد باران رفت از یاد
ارزوها رفت بر باد

باز باران با ترانه
می خورد بر بام خانه

بی ترانه..!!
بی بهانه..!!

شایدم گم کرده خانه .
دیدگاه ها (۱)

یکی بود یکی نبودلعن الله علی ال سعودزیر این گنبد زیبا و کبود...

لعنت به رژیمی که شده نوکر کفارلعنت به خبیثی که شده حاکم جبار...

شیعه بدنیاامدمشیعه میمانمو شیعه خواهم مردو تا ابد فریاد میزن...

پس کی میخواهیم بیدارشویم؟؟؟

کودک خوشحال دیروزغرق در غم‌های امروزیاد باران رفته از یادآرز...

همه جا سوخته بود و بوی سوختگی دماغ را نوازش می داد عجیب بود ...

چند پارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط