همینجوری داشتم تو گالریم میچرخیدم به اخراش رسیدم و این عک

همینجوری داشتم تو گالریم میچرخیدم به اخراش رسیدم و این عکس رو دیدم🚶‍♀️
همینجوری روش زوم بودم و خاطرات یاداوری میشد
•اخرین تولد پنج تاییمون•
یادمه بهم قول داده بودیم هیچ چیز نتونه مارو از هم جدا کنه و هیچکس نمیتونه بینمون مشکل بندازه ولی دریغ از اینکه بدونیم خودمون باعث این جدایی شدیم
یادمه هربار تو مدرسه یکیمون ک نبود پیشمون همه بهمون میگفتن پس اون یکی قل تون کجاست 😂
پنج قلو های افسانه ای بودیم واس خودمون
کی فکرشو میکرد ما از هم جدا بشیم!؟ هیچکس...
حتی هنوز بعضیا که تازه میفهمن ما دیگه باهم نیستیم فک میکنن داریم سر به سرشون میذاریم و اذیتشون میکنیم، اره خب سخته باور کردنش برای کسایی ک مارو میشناختن:)
ولی دوستیمون رو خودمون با دستای خودمون خرابش کردیم ولی نیاز بود این خراب شدنه😄
خراب شد دوستیمون ولی تجربه شد و بهتر ک خراب شد.....
پ ن:یه عکس سم دیگه از این تولد هست که اصلا قابل پخش نیس😂😂😂😂😂😂وگرنه اونو میذاشتم
پ ن ۲:عکس مربوط میشه به سه سال پیش🥴
پ ن۳:اصلا ثبت کردن این عکس باعث و بانیش خاله ی یاس شد😂کلی چرت و پرت میگفتیم بهش خیلی خاله اش پایه است😁😍تازه عکس میز بار مون هم براش فرستادیم 😂😂😂😂یهو یادم اومد
خب بریم در خاطرات گذشته فروشیم😁
دیدگاه ها (۳۰)

#منت_کشی

نزدیک تر از رگم:) شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک!؟ :) تا حا...

هنرمندای من روزتون مبارک عشقام😍😍شما هعی نقاشی بکشین من هعی ذ...

اولین تولدِ باهم نبودنمون مبارکت باشه! :) یادمه میگفتی هیچ چ...

p..86لیژان و دینگ یوشی متوجه خراب شدن هوا شدن باد بدی میوزی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط