{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاقلی بودم ک عشـق آمد!

عاقلی بودم ک عشـق آمد!

" امانم را گـرفت "

بنـدبنـد جسـم وجـان و

استخوانم راگـرفت !

لال گشتم تا که عشق آمد !

" به ایوان دلم "

در ازای ایـن محبتـــ او

" زبانـم راگـرفت "
دیدگاه ها (۳)

رمان دخت من

رمان تو خود منی

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part43سعید:خوب میشنومنمیدونم چرا ی دفعه بغضم ...

P15ویو آنیا داشتم دنبال کتاب تاریخ می‌گشتم. که یهو ...... یک...

رمان عشق ممنوع

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 169♡⁠。⁠)⁩اشكم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط