{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینگونه که تو دستانم را رها کردی،

اینگونه که تو دستانم را رها کردی،
یا نمی‌دانی سقوط چیست!
یا نمی‌دانی چقدر بالا آمده‌ایم...!
---
«روزبه معین»
دیدگاه ها (۳)

بس حلقه زدم بر درو حرفی نشنیدم...من هیچ‌کسم? یا که دراین خان...

گاهی ادای رفتن در می‌آوری، فقط خودت می‌دانی که چمدانت خالیست...

گر بدانی حال من، گریان شوی بی‌اختیارای که منع گریۀ بی اختیار...

گاهی دلم می خواهدکفشهایم را تا به تابپوشمتا ببینم هنوزکسی حو...

گفت: در چشمانِ من غرق تماشایی چقدر گفتم: آری، خود نمی‌دانی ک...

مانه برای مرهم زخمها. که برای وفاداری به عهد ها امده ایم.. ...

گاهی آن‌قدر به فاصله‌ات تا مقصد نگاه می‌کنی که فراموش می‌کنی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط