قلبمغرور

#قلب_مغرور_۴

دیا. باشه
بردم رسوندمش خونشون خیلی خوشحال بودم که رسونده بودمش
خب رسیدیم دره خونه دیانا
دیا.ام خب ارسلان دستت درد نکنه
ارسـ. نه بابا این حرفا چیه
دیا.به هر حال
ارس.اوم
دیا.فردا می بینمت خدافظ
ارس.بای
دیانا رو رسوندم و برگشتم خونه خـابیدم فردا ساع۱:٠٠
ای وای دوباره دیرم شد
لباسامو پوشیدم کارامو کردم و رفتم دنبال دیانا
دیدگاه ها (۲)

#قلب_مغرور_۵لباسامو پوشیدم رفتم دنبال دیانا رسیدیم خونه دیان...

#قلب_مغرور_۶رفتیم سلام دادیم انگار همه ازمون شاکی بودن دیا. ...

یه پارت بزارمو عاف شم

پارت ۹ فیک دور اما آشنا

پارت ۱ فیک مرز خون و عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط