{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۹

پارت ۹


( از پیشم نرو )


از زبان چویا:

بعد از صدای شکستن شیشه سر جام خشکم زد فکر کردم از پشت سرمه ولی اشتباه کردم یعنی صدا چی بود

از زبان دازای:
به قدری عصبی بودم که داشتم دیوانه میشدم یه گلدون جلوم بود از عصبانیت اون گلدون رو شکوندم و تکه های شیشه رفت تو دستم

از زبان چویا:
از در رفتم بیرون و دازای رو دیدم و دویدم سمتش

چویا :
عه دازای چیکار کردی دستت

دازای:
عه چ..چ.. چویا

✨________________________✨

ادامه دارد)

ببخشید بد شد و کم بود نظر و لایک یادتون نره ✨
دیدگاه ها (۱۱)

با هندزفری گوش کن ✨✨. *-*

تغییر پرف ✨

ممنان 🌸✨🤝🏻

خاب حالا میتونیم بفهمیم چی میگه ✨)

یه مقدمه ریز: اینکه فئودور و نیکولای باهم تو رابطه هستن و دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط