{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از من مگریزید چو مست و بیگانه ام امشب

از من مگریزید چو مست و بیگانه ام امشب
بشکسته ساغی ؛ ساغر و پیمانه ام امشب
ای شمع ها بسوزید ؛ قطره فطره اشک زمن
مرثیه ی خورشید دگربار برره پیمانه ام امشب

غزلی ازواپسین مجموعه ی دل نوشته های/ سعید 14فروردین 1395
دیدگاه ها (۲)

ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمیکه نخفتیم شب و شمع به افسانه...

تیری که زدی بر دلم از غمزه خطا رفتتا باز چه اندیشه کند رای ص...

شبی در مجلسی ضمن حکایتکسی می کرد اظهار شکایت ...که زن در کشو...

بنویسید...دوباره نقطه ها سر خطچه غوغایی می کنند درمیان این ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط