{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی

ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی
که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت

/ سعید
دیدگاه ها (۴)

تیری که زدی بر دلم از غمزه خطا رفتتا باز چه اندیشه کند رای ص...

یه احساسی به تو داشتم یه حس تازه و مبهم بودیه جوری توی دنیام...

از من مگریزید چو مست و بیگانه ام امشببشکسته ساغی ؛ ساغر و پی...

شبی در مجلسی ضمن حکایتکسی می کرد اظهار شکایت ...که زن در کشو...

حافظ شیرین سخن کـمتر بگو از زلف یاراین دلِ دیوانه ام ،هر شب ...

هستی و نیستی چو شمع ، پرتویی ازخیالِ توستبا...

سیاسی اجتماعی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط