{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر در دلت اوضاع مرا می‌پرسی

اگر در دلت اوضاع مرا می‌پرسی
باید بگویم؛ یک پیراهن خال خالی آبی به تن دارم، که دوست داشتم مرا در آن می‌دیدی ..
یک فنجان چای گذاشته ام روی میز و به این فکر می‌کنم که شکلاتِ کنارش از همانی ست که آن روز دلت ضعف می‌رفت و دست کردم توی جیبم، دادم دست ات و گفتم همین را دارم.
اگر گاه گاهی حواست پرت می‌شود این طرف ها که چه می‌خورم ، چه می‌کنم ، کجا می‌روم و چگونه است که دلم تنگ نمی‌شود .. باید بگویم که نه غذایی از گلویم پایین می‌رود نه دست و دلم به کاری می‌رود، نه هیچ برف و بارانی میچسبد .. و نه دلم سوادش به تنگ نبودن قد می‌دهد.
با همه ی این ها؛ اگر حالِ من را بپرسی ، می‌شنوی که خوب ترم، که همه چی خوب پیش می‌رود.. تا مطمئن شوی دلتنگ نمی‌شوم و آب از آب تکان نمی‌خورد ... اما .. خب ... اگر می‌گویم خوب ترم .. فقط می‌خواهم با اینکه رفته ای، فکر ات نماند، تا بتوانی ؛ با خیالِ راحت نباشی ... همین !
دیدگاه ها (۴)

خدا نکند یک زن خیانت را با چشمان خودش ببیند...یعنی آن لحظه د...

مرا ندید بدید دوست بدار !بنشین روبرویم...مات مات !و بگوپلک ن...

تا حالا برات پیش اومده یه پیراهن سفید خوشگل داشته باشی که خی...

نگم برات چه کاری کرده با دلم نگاتنگم برات چقدر قشنگه دیوونگی...

نه اینکه گفته اند تنها همانی آرامت می کند که دلت را آتش زده....

عشق یعن پاک نآم تو در سرنوشتم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط