{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P3

P3
( سعی میکنم از الان طولانی تر بنویسم)
که یهو در به صدا در اومد
+ بیا تو
آجوما: دخترم ارباب گفتن بیاین برای شام
+ گشنم نیست نمیام
آجوما: ولی ایشون عصبانی میشن
+آه باشه
با اینکه اصلا اشتها نداشتم رفتم پایین اووو خیلی جذاب شده بوددد ولی خب بازم یه عوضی بود (ادمین: خفه شو عوضی جد و آبادته ادمین خود درگیری دارد😂)
رفتم و نشستم رو به روی اون همش داشتم با غذام بازی میکردم که پرسیدم
+ اسمت چیه یا اصلا چند سالته؟؟
- هه چه زود دربارم کنجکاو شدی بیب خب من جونگ کوک و ۳۱ سالمه
+ هه اصلا هم کنجکاو نبودم فقط نمی‌دونستم چی صدات کنم
- میتونی جونگ کوک صدام کنی بیب
+ اممم ترجیح میدم کوک صدات کنم
+ راستی میشه گوشیم رو بهم بدیییییی لطفاااااا
- چرا؟؟
+ آخه میخوام به دوستم ناهو زنگ بزنمممم
- باش ولی خرج داره
+ باشه چقد پول میخوای؟؟
-هه واقعا فکر کردی به پول تو نیاز دارم ( پوز خند)
+پس چی میخوام ؟؟
کوک به لپش اشاره کرد
ا.ت از خجالت سرخ شده بود که یهو.......
خمارییییییی🕳️😶‍🌫️
دیدگاه ها (۱)

P4 که یهو ا.ت بوسه ای رو لپ کوک کاشت و با سرعت تمام به سمت ا...

P5 تماس تموم شد و در به صدا در اومد تق تق تق ( صدای در😂) + ب...

P2 که یهو ماشین وایساد‌ -بیبی گرل پیاده میشی یا میخوای خودم ...

نام فیک: خواسته یا ما خواسته مال منیشخصیت ها: لی ا.ت جئون جو...

part 3عشق پنهان《ویو جونگ کوک》یعنی اون لبخند برای چی بود چرا ...

شب تولدم پارت1ات: سلام من اتم و 15 سالمه من با یه پسر به نام...

part 6عشق پنهان 《ویو جونگ کوک بعد از ظهر 》من یک مافیای بزرگم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط