بعد تو خاطره یک ریز به من خندیده

بعد تو خاطره یک ریز به من خندیده
بعد از آن فاجعه،پاییز به من خندیده
بعد از آن فاجعه پاییز زمین گیرم کرد
گفته بودم که غمت...آه غمت پیرم کرد
لیلی ات هر شب و هر روز دلش زارت بود
توی این کافه و آن کافه به دنبالت بود
لیلی ات مرد شده،مردِ بدم می بینی؟
به خودم بعد تو هی ضربه زدم می بینی؟
لیلی ات مرد شده،اشک به چشمانش نیست
حلقه اش گم شده انگار به دستانش نیست …

#رضوان_شبان
دیدگاه ها (۱)

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت چــهار 𓆪 🖤🥀ات با تعجب به مرد خیره ش...

🖤 مافیای منقسمت یازدهم | حقیقتی که نباید می‌فهمیدات تمام روز...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟕 🎧🍓𓂃 ࣪˖ ִֶָ «تو اولین نفری بودی ...

پارت سیزدهم کوک. دیدم ات خوشکش زده که گفتم خوب شده بهم میاد ...

𝖕𝖆𝖗𝖙12سوهو همان شب دوباره سراغش آمد.مارال در اتاقش بود. داشت...

....تک پارتی از یونگی....

چند روز بعد، تهیونگ تصمیم گرفت روش جدیدی امتحان کند.این بار ...

مافیای من — قسمت ۲۱اسمِ مادرات چند ثانیه فقط به جونگکوک نگاه...

و قلبم دوباره تپیدpart: 7 ...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۶ات با شنیدن حرف سامان، آرام به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط