{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایتِ بارانِ بی امان است

حکایتِ بارانِ بی امان است
این گونه که من
دوستت می‌دارم ... شوریده وار و پریشان باریدن
بر خزه ها و خیزاب‌ها
به بی‌راهه و راه‌ها تاختن
بی‌تاب ٬ بی‌قرار
دریایی جستن
و به سنگچین باغ بسته دری سر نهادن
و تو را به یاد آوردن

حکایت بارانی بی‌قرار است
این گونه که من دوستت می‌دارم ...





محمد شمس لنگرودی
دیدگاه ها (۳)

ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻌﻪ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﻤﯽ ﺑﻬﺘﺮ ﻭ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﺳﭙﺮﯼ ﮐﺮﺩﺑﺎﯾﺪ ﮔﻮﺷﻪ ﺍﯼ ﺑﻨﺸﯿ...

سال ها عاشق یک شخص مجازی سخت استدر خیالات خـودت قــصـــــر ب...

بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاکشاخه های شسته ، باران خورده پا...

همیشه " شوقِ آمدنِِ اتفاقات شیرین" از خودشان لذت بخش تر اند ...

حکایتِ بارانِ بی امان استاین گونه که مندوستت می‌دارم ... شور...

حکایتِ بارانِ بی امان است این گونه که من دوستت می‌دارم ... ...

حکایت بارانِ بی امان استاین گونه که مندوستت می دارم.شوریده و...

حکایتِ بارانِ بی امان استاین گونه که مندوستت می‌دارم ... شور...

حکایتِ بارانِ بی امان استاین گونه که مندوستت می‌دارم ... شور...

حکایتِ بارانِ بی امان استاین گونه که مندوستت می‌دارم ...شوری...

حکایت باران بی‌امان استاین گونه که مندوستت می‌دارمشوریده‌وار...

حکایت باران بی‌اماناین‌گونه که من دوستت می‌دارمشوریده‌وار و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط