{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شــانه بـــه شـانه در خیـــابان مرد و زن ممنوع

شــانه بـــه شـانه در خیـــابان مرد و زن ممنوع
با هم نشستن ،شعر خواندن، گپ زدن ممنوع

حرف ازهر آنچه طعم شور زندگی دارد

در اختلاط سایه هـای تن به تن ممنوع

اینجـــا نباید خیس بـود وخواند یا خندید

تا زیر باران رفتن وعاشق شدن ممنوع !

اینجــــا مذاق روزهــــا لبریز کافـــــور است

هر چه سپید اینجا به جز برف کفن ممنوع!

بر تابلویی تو مسیر زندگی کردن

یک روزبنویسند: آری مطلقا"ممنوع!

آنهـــا فقط باید نهـــــادجمله هـــــا باشند

اینجا ضمیر او ، شما ، تو ،ما ومن ممنوع

پالایش قاموس هـــــا را کرده اند آغـــــــــاز

میبوسمت ممنو ع و گل ممنوع و،زن ممنوع
دیدگاه ها (۷)

شاعر چشمت شوم یا شاعر خندیدنتای فدای لحظه ی در ماه شاید دیدن...

گیسو بتِکان دختر زیبای غزلهاآب از سر من رفته و دیگر چه حجابی...

گر تماس لب من با لب تو شرعی نیستاز همین فاصله لبخند تو را می...

تقــــدیم با عشق ب تمام دختران سرزمینمدخترکم برای کسی که برا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط