{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥
⁦(⁠。⁠♡⁠part 144♡⁠。⁠)⁩


بي توجه به سوالش گفتم : تو چرا سیاه تن کردي؟ از روز
اول اومدنم سیاه تنت بوده
پوزخندي زد وجدي گفت : زني که عاشقش بودم رو از دست دادم
اشك توچشمم حلقه زد. نتونستم نگاش کنم و به بوته گلها نگاه کردم
دوست داشتم حرف بزنم
-چي به سرش اومد؟
خشن و عصبي گفت : گفته بودین کارم دارین
نفسم رو عمیق بیرون دادم و با بغض گفتم : باید حرف بزنیم.. من...
سریع و با خشم گفت: ولي من هيچي نميخوام بشنوم...هیچی..مثل اینکه کاری ندارین
خواست بره که سریع و با غیض گفتم : میخوام برای بالکنم
گل بگیری. گل های رز رنگی نه از داخل قصر.. از بیرون
دندوناش رو به هم فشار داد و گفت : این جز وظایف من نیست.
-وظیفه تو اون چیزیه که بانو و پادشاهت میگه.
با غیض نگاهم کرد و بعد با خشم راه افتاد و ازم دور شد
و گفت : من از یه بانوي فرانسوي دستور نمیگیرم
خونم با این جمله اش به جوش اومد و عصبي داد
زدم : انگلیسی.. من همیشه یه بانوي انگليسي بودم و میمونم...
پوزخندشو که پشتش بهم بود شنیدم و بعد با بیرحم ترین
لحن ممکن گفت : اصالت یه شوهر اصالت زنشه..من از یه
بانوي فرانسوي دستور نمیگیرم
و رفت. با خشم داد زدم: لعنت به تو
با غم دستم رو روی صورتم گذاشتم. با غم گفتم : لعنت به من..
مامان برگشت.
سعی کردم عادي باشم تا ناراحت نشه.
تا ظهر سرگرم گلها بودیم و بعد براي ناهار رفتیم.
نه جونگکوک بود و نه جولي
ناهار تو آرامش صرف شد.
بعد ناهار هوس کردم به عادت گذشته از قصر بزنم بیرون
بي سر و صدا و فرز سمت راه خروج رفتم...یه دفعه دستي
روي در قرار گرفت. هيني گفتم و عقب کشیدم
جونگکوک بود. خشك و جدي. هنوز فرز و زرنگ بود.
جونگکوک : اجازه نامه خروج از قصر؟؟؟
با اینکه خیلی از فرزي و هوشیاریش خوشم اومده بود و
تو دلم قربون صدقه اش میرفتم با غیض گفتم : براي بيرون رفتن هام از تو اجازه نمیگیرم به هرکسي دوست داري
ميتوني خروج غیرقانونیم رو اطلاع بدي جناب فرمانده...
دیدگاه ها (۰)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 145♡⁠。⁠)⁩سرمو خ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 143♡⁠。⁠)⁩با وجو...

ادامه پارت142زل زد بهم و اروم سر تکون داد.بلند شدم و ازش دور...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 59・⁠]⁠ᕗبعد از اینکه جونگکوک ...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 11・⁠]⁠ᕗبا خشم و غیض بهش زل ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط