{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ستاره ی قرمز من پارت ۹

ستاره ی قرمز من پارت ۹

از دید میکو
پاهام شل شد و افتادم روی پاهام
دازای اومد پیشم و دستشو گرفت سمتم
دازای : بلند شو
یعنی دیگه نمیتونم عضو شم نه
دازای : نگران نباش پاشو
دست دازایو گرفتم و بلند شدم
میکو : ی....یعنی نمیتونم عضو شم
دازای : میتونی یه دختر توی اژانشه به اسم کیوکا اون ۳۶ نفرو کشته ولی الان دیگه خوبه و عضو آژانسه
میکو : یعنی میتونم عضو شم
دازای : قبلش یه امتحان ازت میگیرن
میکو : مشکلی نیست میتونم قبول شم
دازای : خوبه خب فردا بیا آژانس
میکو : ممنون دازای سان ( خم شدن ) ساعت چند بیام
دازای : ساعت ۳
میکو : ممنون ممنون من دیگه میرم فردا می‌بینمتون
دازای : خدافظ
فردا ساعت ۲
باید سر وقت برسم
ساعت ۲:۳۰ دقیقه راه افتادم رأس ۳ اونجا بودم داشتم میرفتم تو که یه پسره مو سفید ( اتسو ) و با صورت نگران اومد بیرون
پسره : تو میکویی
میکو : بله مشکلی پیش اومده
پسره : آژانس بهش حمله شده
میکو : چیییی چی شده
پسره : یکی یه نفر از اعضای آژانس ( همون دختره که دوست نائومیه )

بچه ها ببخشید باید برم به گپ برسم وگرنه گوشیمو سوراخ میکنن
دیدگاه ها (۸)

بچه ها گوی آبی تموم شده پارت ۱۵ آخریش بود

بچه ها شاید به سوال برای پارتی که میکو دازایو نجات داد براتو...

بچه هاااااااااا برای سو کو نا یه فیک جدا مینویسمممممممم

گوی آبی پارت ۱۵ ( بچه ها برای اسم گوی آبی برای چشمای میکو ای...

سال های ماندن ( فلش بک چند ساله )ویو چویاحدود پنج سالی بود ک...

.Destiny.پارت 2_______________.ویو دازای.بخواطر بارون عصبی ب...

آینه جادویی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط