میگویند یک دقیقه بیشتر است...اول زمستان...شب یلدا...
میگویند یک دقیقه بیشتر است...اول زمستان...شب یلدا...
همه در تکاپو هستند تا آن یک دقیقه را کنار آدم هایی باشند که دوستشان دارند...
کرسی ها به راه میشود، انار ها دان و هندوانه ها قاچ میخورد...حافظ برای هر کس خوابی دیده...تا نیمه های شب صدای خنده و خوشی هایشان شنیده میشود...
برف هم که ببارد میشود یک یلدای بی نظیر...
اما برای همه اینطور نیست...
من ادم هایی را میشناسم که یلدا برایشان بزرگترین دروغ تقویم است...ادم هایی که توی چله ی تابستان بدون انار و هندوانه و کرسی شبشان نه یک دقیقه که یک عمر به درازا کشیده...برف نباریده اما تمام وجودشان یخ زده...فالشان بد امده...
یلدا برای هر کسی یک شبی است...برای هر ادمی یک شبی انقدر بلند میشود که صبح شدنش با خداست...
همه در تکاپو هستند تا آن یک دقیقه را کنار آدم هایی باشند که دوستشان دارند...
کرسی ها به راه میشود، انار ها دان و هندوانه ها قاچ میخورد...حافظ برای هر کس خوابی دیده...تا نیمه های شب صدای خنده و خوشی هایشان شنیده میشود...
برف هم که ببارد میشود یک یلدای بی نظیر...
اما برای همه اینطور نیست...
من ادم هایی را میشناسم که یلدا برایشان بزرگترین دروغ تقویم است...ادم هایی که توی چله ی تابستان بدون انار و هندوانه و کرسی شبشان نه یک دقیقه که یک عمر به درازا کشیده...برف نباریده اما تمام وجودشان یخ زده...فالشان بد امده...
یلدا برای هر کسی یک شبی است...برای هر ادمی یک شبی انقدر بلند میشود که صبح شدنش با خداست...
- ۱.۷k
- ۳۰ آذر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط