{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر انسانی یکبار برای رسیدن به یکنفر دیر میکند و پس از

هر انسانی، یک‌بار برای رسیدن به یک‌نفر دیر می‌کند و پس از آن برای رسیدن به کسان دیگر عجله‌ای نمی‌کند.

در کنار ساحل قدم می زدم و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد. جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم. نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است، با خودم فکر کردم، در زندگی چند بار چیزهای بی ارزش من را فریب داده و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است و وقتی به آن رسیدم دیدم که چقدر بیهوده بوده است،
ولی آیا اگر به سمت آن شیء بی ارزش نمیرفتم، واقعا می فهمیدم که بی ارزش است یا سالها حسرت آن را میخوردم!!
دیدگاه ها (۱)

چه کیفی دارد ، کسی باشدکه وقتی نام کوچیکت رااز ته دل صدامی ز...

دوستت دارمهایت آنقدر شیرین بودکه مثل قنددر دلم آب میشد! تلخی...

چه رسم تلخی ست....تو بی خبـــر از من...و تمام مـــن....درگیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط