{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر بار تو را با دل معصوم نوشتم

هر بار تو را با دل معصوم نوشتم
هم درد شدم با دل مغموم نوشتم

کودک شدم و دل به تو دادم، چه خیالی!
محروم ز دستان تو ؛مظلوم نوشتم

هر بار شدم شعر در این وادی ویران
اسرار تو را واضح و معلوم نوشتم!

دلبسته ی چشمان تو غافل که زنم زن!
محکوم شدم با دل محکوم نوشتم!

فریاد زدم تا تو بدانی که عزیزی
ویران شده با اشک به هر بوم نوشتم!

دل کندی و رفتی و من دلشده اینجا
درهر غزلم قصه ی منظوم نوشتم!

‌ #M
دیدگاه ها (۱)

در سلسله ی عشق تو مغموم و صبورمنازم بکش ای دوست که مظلوم و ص...

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات فارس،‌ «محمدرضا ترکی» استاد د...

زهرا روشن پور شاعر خرم‌آبادی

غلامحسین سالمی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط