{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک مافیاها

فیک مافیاها

پارت ۳۰
ویو فردا صبح
ته: بلند شدم کوک تو بغلم بودش زیر گوششون بوسیدم که تکون خورد
کوک: ته ته بیدار شدی. خواب الود
ته: اره بانی بلند شو بریم صبحونه بخوریم
کوک: نمیخوام درد دارم من نمیام خوابم میاد
ته: خنده اروم. باشه بانی پس من میرم واسط صبحونتو میارم بالا
کوک : باشه. گرفت دوباره خوابید
ته: بلند شدم و یه دوش گرفتم و یه تیشرت شلوار سفید ست پوشیدم و رفتم پایین دیدم همه سر میزن. صبح همگی بخیررر
شوگا: چته امروز خیلی حالت خوبه پر انرژیی؟
ته: معلومه رئیس حالم عالیههههه
شوگا: بقیه افراد سرد و مغرور و ترسناک دارن تو باندشون حالا افراد من. تأسف بار نگاش کرد
جیمین: هیونگ اذیتش نکنن ته ته بیا پیش من بشین
شوگا: ته ته ؟؟؟؟
جیمین: اوهوم
ته: رئیس یه چیزی بگم
شوگا: بنال ببینم. پوکر
ته: نشست کنار جیمین. هیچی منصرف شدم
شوگا: پوففففففف. کلافه
ته: از رو میز چندا چیزبرداشتم و لقمه درست کردم و خودمم دو لقمه خوردم تا شک نکنن. من بقیه صبحانمو تو اتاقم میخورم. بلند شدم و رفتم تو اتاق
جنی: چش بود
جیسو: بیخیالش باو
رزی :دخترا نظرتون چیه بریم عصر خرید
لیسا: بریم
شوگا: میخوام برم چند نفرو بکشم بعد میام ببینم کسی هست که باهام بیاد که میبینم نیست. پوکر و کلافه
جیمین: هیونگ من بیام. ذوق
شوگا: نه تو نمیتونی تاقط بیاری اونجا
جیمین: اخه چرا. مظلوم
شوگا: جوجه اونجا واسه تو مناسب نیست
جیمین: هعیییی باش
شوگا: بعد صبحانه بلند شدم و رفتم کت و شلوار مشکیمو پوشیدم و رفتم سمت ماشین
جیمین: هیونگگگگ میشه زود برگردی
شوگا: کلی کار دارم جوجه نمیتونم
جیمین: هعییی باش. ناراحت
شوگا: بای جوجه
جیمین: بای. ناراحت
شوگا : راه افتادم سمت یه کی از زیر زمینایی که قبلا داخش فعالیت داشتیم رسیدم و پیاده شدم و به یکی از اعضای باند زنگیدم و گفتم همرو جمع کنه
ته: بیب بلند شو صبحونه بخور
کوک: خواب بود...
دیدگاه ها (۰)

فیک مافیاها پارت ۳۱ته: زود باش بانی بلند شوکوک: اههه بزار بخ...

فیک مافیاهاپارت ۲۹کوک: ته ته..ته: جانم عزیزکمکوک: میگم میشه ...

سه پارت اسماته بگید واسطون بفرستم تو پیوی 🫢

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط