فیک مافیاها
فیک مافیاها
پارت ۳۲
ته: ممنون جیمین. لبخند
جیمین: ولی ازتون یه خواهشی دارم
کوک: هرچی باشه قبوله
جیمین:م...من من از یونگی هیونگ خوشم میاد. خجالت
کوک: میدونستم
ته: خیلی ضایع بود. خنده اروم
جیمین: و..واقعا
کوک: نگران نباش کمکت میکنیم اعتراف کنی ولی باید کاری کنی بهت جذب بشه
جیمین: چ..چیکار کنم
ته: میریم باهم استخر اونجا خودتو جوری نشون بده که انگار داری غرق میشی بعدش هیونگ میپره تو اب تا نجاتت بده و سعی کن کاری کنی لباتون بهم بخوره و خودتو بزن به اون راه
جیمین چشم
کوک: و باز ترین مایو تو بپوش
جیمین: من مایو ندارم. مظلوم
ته: میریم امروز واسط میخریم خوبه
جیمین: ممنونم .ذوق
کوک: خب برو آماده شوجیمین که بریم خرید یه چنتا چیزم باید واسه خودت بخری دیگه لباس و اینا
جیمین: ااااا اره یعنی الان بگیریم اونارم
ته؛ دیگه داریم میریم خرید چرا نگیریم
جیمین : ذوق خوشحال. باشه برم اماده شمم. دوید رفت تو اتاق و یه لباس ساده پوشید و در اومد و رفت پیش پسرا. من امادم
ته: بریم. رفتیم داخل ماشین و راه افتادیم سمت یکی از پاساژامون و رسیدیم و پیاده شدیم
کوک: واو خیلی وقط بود نیومده بودیم اینجا
ته: اره واقعا
رفتن داخل و برا جیمین کلی خرید کردن مثل لباس کفش اکس استوری و یه مایویه خیلی کوتاه و واسه خودشونم یه چند دست لباس و اینا خریدن و رفتن خونه
کوک: اخیشششش خسته شدمااااااا رو مبل ولو شد
ته جیمین. خسته نباشی
جیمن: ته ممنونم بابت همچی کوک ممنونم
تهکوک: خواهش میکنیم
جیمین: رفتم داخل اتاقم و لباسارو گذاشتم داخل کمد و نشستم فیلم دیدم
شوگا: بعد کشتن کسایی که تو تیمارستان اذیتم میکردن و میخواستن بکشنم داشتم بر میگشتم خونه که یهو دو تا ماشین افتاد دنبالم و منم تنها بودم و بقیه رفته بودن . اههه فاکککک. سریع زدم کوچه پس کوچه ها و با سرعت میروندم که دیدم یکیشون دقیقا کنارمه و قبل اینکه واکنشی نشون بدم بهم شلیک کرد و تورد به بازم. لعنتیییی الا نههههه. با تمام سرعتم روندم که گمم کردن و سریع رفتم داخل عمارت. کوکککککک. عربده
کوک: باشه صدای عربده رئیس سریع برگشتم سمتش. ر...رئیس تیر خوردین
شوگا: زود باش به جنی بگو بیاد
کوک: چشم رئیس. رفتم سریع دم اتاق جنی و در زدم
جنی: بیا داخل
کوک: رفتم داخل. جنی زود باش بیا رئیس تیر خورده. تند تند
جنی: چی باشه بریم. شوک
رفتن بیرون و جنی سریع رفت سمت شوگا و لباسشو پاره کرد
جنی: خیلی فرو نرفته میتونم سریع درش بیارم جعبه کمکهای اولیه
کوک: بگیرش
بیاید کامنتا
پارت ۳۲
ته: ممنون جیمین. لبخند
جیمین: ولی ازتون یه خواهشی دارم
کوک: هرچی باشه قبوله
جیمین:م...من من از یونگی هیونگ خوشم میاد. خجالت
کوک: میدونستم
ته: خیلی ضایع بود. خنده اروم
جیمین: و..واقعا
کوک: نگران نباش کمکت میکنیم اعتراف کنی ولی باید کاری کنی بهت جذب بشه
جیمین: چ..چیکار کنم
ته: میریم باهم استخر اونجا خودتو جوری نشون بده که انگار داری غرق میشی بعدش هیونگ میپره تو اب تا نجاتت بده و سعی کن کاری کنی لباتون بهم بخوره و خودتو بزن به اون راه
جیمین چشم
کوک: و باز ترین مایو تو بپوش
جیمین: من مایو ندارم. مظلوم
ته: میریم امروز واسط میخریم خوبه
جیمین: ممنونم .ذوق
کوک: خب برو آماده شوجیمین که بریم خرید یه چنتا چیزم باید واسه خودت بخری دیگه لباس و اینا
جیمین: ااااا اره یعنی الان بگیریم اونارم
ته؛ دیگه داریم میریم خرید چرا نگیریم
جیمین : ذوق خوشحال. باشه برم اماده شمم. دوید رفت تو اتاق و یه لباس ساده پوشید و در اومد و رفت پیش پسرا. من امادم
ته: بریم. رفتیم داخل ماشین و راه افتادیم سمت یکی از پاساژامون و رسیدیم و پیاده شدیم
کوک: واو خیلی وقط بود نیومده بودیم اینجا
ته: اره واقعا
رفتن داخل و برا جیمین کلی خرید کردن مثل لباس کفش اکس استوری و یه مایویه خیلی کوتاه و واسه خودشونم یه چند دست لباس و اینا خریدن و رفتن خونه
کوک: اخیشششش خسته شدمااااااا رو مبل ولو شد
ته جیمین. خسته نباشی
جیمن: ته ممنونم بابت همچی کوک ممنونم
تهکوک: خواهش میکنیم
جیمین: رفتم داخل اتاقم و لباسارو گذاشتم داخل کمد و نشستم فیلم دیدم
شوگا: بعد کشتن کسایی که تو تیمارستان اذیتم میکردن و میخواستن بکشنم داشتم بر میگشتم خونه که یهو دو تا ماشین افتاد دنبالم و منم تنها بودم و بقیه رفته بودن . اههه فاکککک. سریع زدم کوچه پس کوچه ها و با سرعت میروندم که دیدم یکیشون دقیقا کنارمه و قبل اینکه واکنشی نشون بدم بهم شلیک کرد و تورد به بازم. لعنتیییی الا نههههه. با تمام سرعتم روندم که گمم کردن و سریع رفتم داخل عمارت. کوکککککک. عربده
کوک: باشه صدای عربده رئیس سریع برگشتم سمتش. ر...رئیس تیر خوردین
شوگا: زود باش به جنی بگو بیاد
کوک: چشم رئیس. رفتم سریع دم اتاق جنی و در زدم
جنی: بیا داخل
کوک: رفتم داخل. جنی زود باش بیا رئیس تیر خورده. تند تند
جنی: چی باشه بریم. شوک
رفتن بیرون و جنی سریع رفت سمت شوگا و لباسشو پاره کرد
جنی: خیلی فرو نرفته میتونم سریع درش بیارم جعبه کمکهای اولیه
کوک: بگیرش
بیاید کامنتا
- ۲۶۵
- ۲۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط