دم ز مهر تو زنم، تا ز حیاتم باقی است

دم ز مهر تو زنم، تا ز حیاتم باقی است
وصف حسن تو کنم، تا که زبان است مرا

من نه آنم که بخود، از تو بگردانم روی
می‌کشم جور تو تا، تاب و توان است مرا

گرچه از چشم نهانی تو، خیال رخ تو
روز و شب، مونس و پیدا و نهان است مرا

• سلمان ساوجی 🍃
‌
دیدگاه ها (۳)

داشت می‌رفت خم شد و #بوسید#طفل خود را که گرم #بازی بودو کلاه...

ای که روی تو، بهشت دل و جان است مرا!ای که وصل تو مراد دل و ج...

گرچه از چشم نهانی تو، خیال رخ توروز و شب، مونس و پیدا و نهان...

راز نهان

هر زمان جوری ز خوبان می‌کشمهر نفس دردی ز دوران می‌کشمخون دل ...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برم ور تو بگوییم که نی نی...

امده ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

ای آسمان ِغُصّه ی تو بی کران حسنتو یک ستاره و غم تو کهکشان ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط