مافیای من
مافیای من
Part 12
ویو لینو
_واقعا زیبا شده این دختر یه فرشتس ولی چرا باید لباسش اونقد باز باشه؟
"وای چه خوشگله پسرم نظر تو چیه؟
_بَده، واقعا بَده
" چی 😳 به این خوشگلی کجاش بده؟
_ببین چاک سینش داره معلوم میشه
ویو یجی
+از این پسر منحرف تر دیگه نیست باورم نمیشه که داشته سینه هام نگاه میکرده
✓اگر راضی نیستین هنوز مدلای دیگه ای هم داریم
"باشه پس یجی برو یکی دیگه رو بپوش
✓این یکی چطوره خانم لی؟
" خوبه،،، لینو پسرم این یکی چطوره؟
_اینم کاملا پشت کمرش لخته نمیشه اینو بپوشه
+ واقعا دیگه خستم کردی لی مینهو (با عصبانیت و کمی با داد)
_چی؟
+این پونزدهمین لباسیه که دارم میپوشم و تو براش یه عیبی میگیری از ساعت 10 صبح اینجاییم و الان ساعت 12 ظهره
_خیلی خب چرا عصبانی میشی
+میخواستی عصبانی نشم؟
"وااا 😳 چرا عصبی میشی؟؟ بیا این یکی رو بپوش این یکی دیگه نه خیلی پوشیده و نه خیلی بازه
+چشم
" پسرم این دختره دیوونست؟
_اره مامان دیدی چجوری سرم داد زد فکر کنم میخواست منو بزنه
"نترس پسرم اگر بزنتت خودم میزنمش بعدشم مگه کسی هم جرعت میکنه پسر منو بزنه؟
_نه کسی جرعت نمیکنه
✓فکر کنم این یکی دیگه خوب باشه
_اره همین خوبه
+اوه چه عجب که آقای لی از یکی خوشش اومد
لینو بلند شد که بره اونم لباس پرو کنه و از کنار یجی که داشت رد میشد رفت نزدیک یجی و دم گوشش گفت:
_پری. ودی؟
+این دیگه چه سوال مسخره ایه که میپرسی؟
_جواب سوالمو با سوال نده
+ نه نیستم چرا پرسیدی؟
_چون تو اینترنت خوندم وقتی خانوما پری. ود میشن خیلی عصبانی میشن
😐😐😐🤦🏻♀️🤦🏻♀️+
✓آقای لی از این طرف
_اوهوم
ویو یجی
رفتم لباسمو عوض کردم و کنار مامان لینو نشستم بعد از 5مین لینو اومد کت و شلواری که پوشیده بود تقریبا ساده بود ولی باعث زیباییش شده بود
" خیلی جذاب شدی پسرم نظرت چیه یجی؟
+ قشنگه فقط
"فقط چی؟؟؟
+ نمیخواد کراواتشو درست کنه
" میشه درستش کنی من قهوه خوردم یکم دستام کثیف شده
+چشم
+رفتم نزدیک لینو تا کراواتشو درست کنم فاصله ی بینمون تقریبا کم بود طوری حرف زدم که فقط خودمون بشنویم بهش گفتم:
+ باورم نمیشه مردی به این گنده ای هنوز بلد نیست کراواتشو ببنده که بعد از این حرف یکی از اون نگاه های ترسناکشو تحویلم داد که ترجیح دادم که دیگه حرف نزنم
+تموم شد
"خیلی خوشتیپ شدی همینو میخریم
_باشه
✓پس لباسارو براتون بسته بندی میکنیم
" خیلی ممنون میشم
_بریم؟
"اره بریم پسر خوشگلم
ویو یجی
یجوری باهاش حرف میزنه که انگار داره با بچه حرف میزنه همین کارا رو میکنه پسرش بلد نیست کراواتشو ببنده
_یجی چرا وایستادی؟ بیا دیگه
+باشه اومدم
Part 12
ویو لینو
_واقعا زیبا شده این دختر یه فرشتس ولی چرا باید لباسش اونقد باز باشه؟
"وای چه خوشگله پسرم نظر تو چیه؟
_بَده، واقعا بَده
" چی 😳 به این خوشگلی کجاش بده؟
_ببین چاک سینش داره معلوم میشه
ویو یجی
+از این پسر منحرف تر دیگه نیست باورم نمیشه که داشته سینه هام نگاه میکرده
✓اگر راضی نیستین هنوز مدلای دیگه ای هم داریم
"باشه پس یجی برو یکی دیگه رو بپوش
✓این یکی چطوره خانم لی؟
" خوبه،،، لینو پسرم این یکی چطوره؟
_اینم کاملا پشت کمرش لخته نمیشه اینو بپوشه
+ واقعا دیگه خستم کردی لی مینهو (با عصبانیت و کمی با داد)
_چی؟
+این پونزدهمین لباسیه که دارم میپوشم و تو براش یه عیبی میگیری از ساعت 10 صبح اینجاییم و الان ساعت 12 ظهره
_خیلی خب چرا عصبانی میشی
+میخواستی عصبانی نشم؟
"وااا 😳 چرا عصبی میشی؟؟ بیا این یکی رو بپوش این یکی دیگه نه خیلی پوشیده و نه خیلی بازه
+چشم
" پسرم این دختره دیوونست؟
_اره مامان دیدی چجوری سرم داد زد فکر کنم میخواست منو بزنه
"نترس پسرم اگر بزنتت خودم میزنمش بعدشم مگه کسی هم جرعت میکنه پسر منو بزنه؟
_نه کسی جرعت نمیکنه
✓فکر کنم این یکی دیگه خوب باشه
_اره همین خوبه
+اوه چه عجب که آقای لی از یکی خوشش اومد
لینو بلند شد که بره اونم لباس پرو کنه و از کنار یجی که داشت رد میشد رفت نزدیک یجی و دم گوشش گفت:
_پری. ودی؟
+این دیگه چه سوال مسخره ایه که میپرسی؟
_جواب سوالمو با سوال نده
+ نه نیستم چرا پرسیدی؟
_چون تو اینترنت خوندم وقتی خانوما پری. ود میشن خیلی عصبانی میشن
😐😐😐🤦🏻♀️🤦🏻♀️+
✓آقای لی از این طرف
_اوهوم
ویو یجی
رفتم لباسمو عوض کردم و کنار مامان لینو نشستم بعد از 5مین لینو اومد کت و شلواری که پوشیده بود تقریبا ساده بود ولی باعث زیباییش شده بود
" خیلی جذاب شدی پسرم نظرت چیه یجی؟
+ قشنگه فقط
"فقط چی؟؟؟
+ نمیخواد کراواتشو درست کنه
" میشه درستش کنی من قهوه خوردم یکم دستام کثیف شده
+چشم
+رفتم نزدیک لینو تا کراواتشو درست کنم فاصله ی بینمون تقریبا کم بود طوری حرف زدم که فقط خودمون بشنویم بهش گفتم:
+ باورم نمیشه مردی به این گنده ای هنوز بلد نیست کراواتشو ببنده که بعد از این حرف یکی از اون نگاه های ترسناکشو تحویلم داد که ترجیح دادم که دیگه حرف نزنم
+تموم شد
"خیلی خوشتیپ شدی همینو میخریم
_باشه
✓پس لباسارو براتون بسته بندی میکنیم
" خیلی ممنون میشم
_بریم؟
"اره بریم پسر خوشگلم
ویو یجی
یجوری باهاش حرف میزنه که انگار داره با بچه حرف میزنه همین کارا رو میکنه پسرش بلد نیست کراواتشو ببنده
_یجی چرا وایستادی؟ بیا دیگه
+باشه اومدم
- ۴.۶k
- ۲۷ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط