{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌷 🌷 🌷

🌷 🌷 🌷
دو تا بچه بودن توی شکم مادر. اولی میگه تو به زندگی بعد زایمان اعتقاد داری؟ دومی: آره حتما. یه جایی هست که می تونیم راه بریم شاید با دهن چیزی بخوریم. اولی: امکان نداره. ما با جفت تعذیه می شیم. طنابشم انقد کوتاهه که به بیرون نمی رسه. اصلا اگه دنیای دیگه هم هست چرا کسی تاحالا از اونجا نیومده بهمون نشونه بده. دومی: شاید مادرمونم ببینیم. ولی مگه تو به مامان اعتقاد داری؟ اگه هست پس چرا نمی بینیمش؟ دومی: به نظرم مامان همه جا هست. دور تا دورمونه. اولی: من مامانو نمی بینم پس وجود نداره. دومی: اگه ساکت ساکت باشی صداشو می شنوی و اگه خوب دقت کنی حضورشو حس می کنی. مثل دنیای امروز ما و خدایی که همین نزدیکیست.
دیدگاه ها (۳)

خدایا پدر ومادرم را از دنیای مجازی نجات بده نه روزمون معلومه...

انجام کارهای بزرگ کمی ترسناک است اما میدانی ترسناک تر از آن ...

آخر این هم شد زندگی؟!صبح به صبح هنوز چشم هایمان درست باز نشد...

از زرتشت پرسیدنداز اینهمه نیایش به درگاه خداوند،چه بدست آورد...

#سناریو_بی_تی_اس #درخواستی وقتی شب می رید مهمونی خونه عمه ی ...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ² ات : هیچی ممنون و من...

پارت ۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط