{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبی گذشت شمیم خیالت از بـر من

شبی گذشت شمیم خیالت از بـر من
معطر ست بیادت هنوز بستر من
نشسته بغض غریبی میان حنجره ام
و قاب خاطره های تو در برابر من
بگیر نبض قلم را...... نمی تپد بی تو
بغیر نام و نشان تو نیست در سر من
تو آیه آیه ی عشقی و من که محتاجم
به یک اشاره و اعجاز (تو)
شمیم یار که باشد بهار بی معناست
بهار بوی تو دارد گل معطر من
بخوان دوباره به آهنگ عشق قلبم را
که بشکند به نوایت، سکوت دفتر من
دیدگاه ها (۳)

نگو دوستت دارم....انسان این واژه را می شنود واژه از پوستش رد...

دردها را دوست دارم انزوا را بیشتردور بودن از فضایی آشنا را ب...

دنباله‌دار استعشقی که ستاره‌ها را عاشق می‌کند و ماه را از تا...

تویی که قرار دل بی‌قراریبه دل دارم امشب غم بی‌شماریچنان از ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط