مـــــن زخـــــم های نظیــری به تـــــن دارم…
مـــــن زخـــــم های نظیــری به تـــــن دارم…
اما تـــو مهـــربان ترینـــشان بودی…
عمــــــیق ترینشان …
عــــزیـــزترینشان…
بعـــد از تو آدم ها تنها خراشـــی بودند بــر مـــن …
که هیـــچ کـــدامشان به پای تو نرسید رفیـــق مـــن…
خنـــــــــجرت کــــــــولاک کــــــرد…!
میدانی چرا؟ چون دیدم و لمس کردم اما دم نزدم و سکوت کردم و تو این صداقت رو ابلهیه من فرض کردی تو مرا نادان ترین کر و کورترین فرض کردی.
خنجرت تیز و زخمت حسابی کاری بود ...
اما تـــو مهـــربان ترینـــشان بودی…
عمــــــیق ترینشان …
عــــزیـــزترینشان…
بعـــد از تو آدم ها تنها خراشـــی بودند بــر مـــن …
که هیـــچ کـــدامشان به پای تو نرسید رفیـــق مـــن…
خنـــــــــجرت کــــــــولاک کــــــرد…!
میدانی چرا؟ چون دیدم و لمس کردم اما دم نزدم و سکوت کردم و تو این صداقت رو ابلهیه من فرض کردی تو مرا نادان ترین کر و کورترین فرض کردی.
خنجرت تیز و زخمت حسابی کاری بود ...
- ۵۲۰
- ۰۴ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط