دو پارتی:وقتی فیلم ترسناک میبینی و...pt¹
دو پارتی:وقتی فیلم ترسناک میبینی و...pt¹
یه شب سرد پاییزی بود
مشت مشت از توی ظرف پاپ کرن بر میداشت
روی تخت ذره ذره های پاپ کرن ریخته بود..یه لحاف دو نفره ی پفکی ای که روی تخت بود رو دور خودش پیچیده بود
برق های خونه و اتاق خاموش خاموش بود و تاریکی همه جارو فرا گرفته بود..تنها نور توی اتاق نور لپ تاپ روی پاش بود و تنها صدایی که شنیده میشد صدای ماشین هایی که از کوچه میگذشتن و صدای پاپ کرن خوردن و صدای بلند فیلم که تقریبا تو کل خونه شنیده میشد!
جوری غرق فیلم شده بود که زمان کاملا از دستش در رفته بود..این فیلم توی کره خیلی معروف شده بود ولی ، از اولشم معلوم بود چقدر ترسناکه!
اون عادت داشت وقتی تو خونه تنها میشد فیلم ترسناک ببینه ولی...این یکی خیلییییی بدتر بود!
جوری که موقع دیدنش دستاش میلرزید..ولی بازم یه حسی بهش میگفت باید این فیلم رو تا آخرررر ببینی
دیگه آخرای فیلم بود..که یهو..
کاراکتر زشت و ترسناک تو صفحه ظاهر شد و نقش اصلی فیلم جیغ بلندی کشید..
جیغ کشیدن نقش اصلی فیلم ، مساوی شد با از جا پریدن و جیغ خفیف میلی!..نفس نفس میزد..احساس میکرد دیگه نمیتونه ادامه ی فیلم رو ببینه ولی همچنان اون حس مزخرف بهش میگفت ادامشو ببینه ولی با باز شدن در اتاق دیگه نتونست ادامه فیلم رو ببینه..
.
.
.
نامجون خمیازه ای کشید و در خونه رو باز کرد وارد شد..همه برق ها خاموش بودن که چیز عجیبی نبود چون ساعت نزدیک دوازده و نیم یا یک بود..ولی چیزی که عجیب بود صدای جیغ از توی اتاق بود..به سرعت سمت اتاق رفت..فکر میکرد الان میلی چیزیش شده ولی میلی صحیح و سالم ولی رنگ پریده با به ظرف پاپ کن رو تخت نشسته بود..برق اتاق رو روشن کرد..میلی چشماشو روی هم فشرد و دستشو اورد جلو صورتش چون هنوز چشماش به نور عادت نکرده بود..با دهن پر لب غرید:"هی!"
نامجون پوکر گفت:"چیکار میکردی؟!"
میلی در لپ تاپش رو بست و با لحنی سرد گفت:"فیلم میدیدم"
_"آها"
کلاه کپ مشکیشو از سرش در اورد:"هوففف خیلی خسته شدم"
نشست روی تخت خواست دراز بکشه که..
"اهم!"
نامجون سرشو برگردوند و گفت:"چیه؟!"
میلی یه پتو مسافرتی و یه بالش دستش گرفته بود..با کمال خونسردی گفت:"بفرما..برو بخواب!"
نامجون کلافه هوفی کشید و گفت:"هوففف نمیخوای بس کنی؟؟"
ولی میلی بی اهمیت پتو و بالش رو پرت کرد تو سینه ی نامجون:"شروع نکن.."
نامجون با ناراحتی گفت:"اوممم تروخدا بس کن میلییی..گناه دارم بخدا کمرم خشک شد رو اون کاناپه..هنوزم قهری؟؟"
میلی سرشو برگردوند..چند لحظه به قیافه ی معصوم نامجون نگاه کرد..و بعد لبخند ملیحی زد:"شب بخیر!"
در رو محکم تو صورت نامجون بست!
نامجون عصبی داد زد:"یااااا خیلی بدی! من سه شبه دارم روی مبل میخوابم..با امشب میشه چهارر شب!"
ولی هیچ صدایی نشنید..دوباره گفت:"نمیخوای رام بدی؟"
بازم صدا نشنید..چند لحظه بعد گفت:"خب حداقل لباسامو بده..با اینا که بیرونین نمیتونم بخوابم.."
چند ثانیه بعد در اتاق اروم باز شد..البته نه کامل
میلی از لای در لباسای نامجون رو پرت کرد تو صورتش:"شبت بخیر..آقای کیم!"
و در رو محکم تر بست:"ایششش.."
میلی دلش نمیخواست برق هارو خاموش کنه..از همین میترسید..میترسید توی تاریکی چیزی منتظرش باشه!
با خودش گفت:"بس کن میلی..دیوونه شدی دختر!"
برق رو خاموش کرد..بدون بدون دوید سمت تخت و پتورو تا آخر رو خودش کشید:"هیچی نیست میلی..هیچی نیست..بخواب بخواب!"
تک تک لحظات اون فیلم از ذهنش بیرون نمیرفت..احساس میکرد تنها نیست..ولی سعی میکرد اروم باشه..
به سختی خوابش برد..البته البته
با اون فیلمی که دید..میشد یه خواب اروم و بدون ک****ا****ب***و******س داشت؟!
احتمالش صفر درصده!
ادامه دارد...
یه دو پارتی خوشگل از نامجون تقدیم به نگاه قشنگتونن
یه شب سرد پاییزی بود
مشت مشت از توی ظرف پاپ کرن بر میداشت
روی تخت ذره ذره های پاپ کرن ریخته بود..یه لحاف دو نفره ی پفکی ای که روی تخت بود رو دور خودش پیچیده بود
برق های خونه و اتاق خاموش خاموش بود و تاریکی همه جارو فرا گرفته بود..تنها نور توی اتاق نور لپ تاپ روی پاش بود و تنها صدایی که شنیده میشد صدای ماشین هایی که از کوچه میگذشتن و صدای پاپ کرن خوردن و صدای بلند فیلم که تقریبا تو کل خونه شنیده میشد!
جوری غرق فیلم شده بود که زمان کاملا از دستش در رفته بود..این فیلم توی کره خیلی معروف شده بود ولی ، از اولشم معلوم بود چقدر ترسناکه!
اون عادت داشت وقتی تو خونه تنها میشد فیلم ترسناک ببینه ولی...این یکی خیلییییی بدتر بود!
جوری که موقع دیدنش دستاش میلرزید..ولی بازم یه حسی بهش میگفت باید این فیلم رو تا آخرررر ببینی
دیگه آخرای فیلم بود..که یهو..
کاراکتر زشت و ترسناک تو صفحه ظاهر شد و نقش اصلی فیلم جیغ بلندی کشید..
جیغ کشیدن نقش اصلی فیلم ، مساوی شد با از جا پریدن و جیغ خفیف میلی!..نفس نفس میزد..احساس میکرد دیگه نمیتونه ادامه ی فیلم رو ببینه ولی همچنان اون حس مزخرف بهش میگفت ادامشو ببینه ولی با باز شدن در اتاق دیگه نتونست ادامه فیلم رو ببینه..
.
.
.
نامجون خمیازه ای کشید و در خونه رو باز کرد وارد شد..همه برق ها خاموش بودن که چیز عجیبی نبود چون ساعت نزدیک دوازده و نیم یا یک بود..ولی چیزی که عجیب بود صدای جیغ از توی اتاق بود..به سرعت سمت اتاق رفت..فکر میکرد الان میلی چیزیش شده ولی میلی صحیح و سالم ولی رنگ پریده با به ظرف پاپ کن رو تخت نشسته بود..برق اتاق رو روشن کرد..میلی چشماشو روی هم فشرد و دستشو اورد جلو صورتش چون هنوز چشماش به نور عادت نکرده بود..با دهن پر لب غرید:"هی!"
نامجون پوکر گفت:"چیکار میکردی؟!"
میلی در لپ تاپش رو بست و با لحنی سرد گفت:"فیلم میدیدم"
_"آها"
کلاه کپ مشکیشو از سرش در اورد:"هوففف خیلی خسته شدم"
نشست روی تخت خواست دراز بکشه که..
"اهم!"
نامجون سرشو برگردوند و گفت:"چیه؟!"
میلی یه پتو مسافرتی و یه بالش دستش گرفته بود..با کمال خونسردی گفت:"بفرما..برو بخواب!"
نامجون کلافه هوفی کشید و گفت:"هوففف نمیخوای بس کنی؟؟"
ولی میلی بی اهمیت پتو و بالش رو پرت کرد تو سینه ی نامجون:"شروع نکن.."
نامجون با ناراحتی گفت:"اوممم تروخدا بس کن میلییی..گناه دارم بخدا کمرم خشک شد رو اون کاناپه..هنوزم قهری؟؟"
میلی سرشو برگردوند..چند لحظه به قیافه ی معصوم نامجون نگاه کرد..و بعد لبخند ملیحی زد:"شب بخیر!"
در رو محکم تو صورت نامجون بست!
نامجون عصبی داد زد:"یااااا خیلی بدی! من سه شبه دارم روی مبل میخوابم..با امشب میشه چهارر شب!"
ولی هیچ صدایی نشنید..دوباره گفت:"نمیخوای رام بدی؟"
بازم صدا نشنید..چند لحظه بعد گفت:"خب حداقل لباسامو بده..با اینا که بیرونین نمیتونم بخوابم.."
چند ثانیه بعد در اتاق اروم باز شد..البته نه کامل
میلی از لای در لباسای نامجون رو پرت کرد تو صورتش:"شبت بخیر..آقای کیم!"
و در رو محکم تر بست:"ایششش.."
میلی دلش نمیخواست برق هارو خاموش کنه..از همین میترسید..میترسید توی تاریکی چیزی منتظرش باشه!
با خودش گفت:"بس کن میلی..دیوونه شدی دختر!"
برق رو خاموش کرد..بدون بدون دوید سمت تخت و پتورو تا آخر رو خودش کشید:"هیچی نیست میلی..هیچی نیست..بخواب بخواب!"
تک تک لحظات اون فیلم از ذهنش بیرون نمیرفت..احساس میکرد تنها نیست..ولی سعی میکرد اروم باشه..
به سختی خوابش برد..البته البته
با اون فیلمی که دید..میشد یه خواب اروم و بدون ک****ا****ب***و******س داشت؟!
احتمالش صفر درصده!
ادامه دارد...
یه دو پارتی خوشگل از نامجون تقدیم به نگاه قشنگتونن
- ۳.۴k
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط