قاتل آسیا

قاتل آسیا

که یهو...
Part:2

دستی روی دهنش گذاشته شد...
جیغ هاش توی دست مرد خفه میشد...
که بعد از یک دقیقه... سیاهی...

.. ۵ ساعت بعد ..

چشماشو به سختی باز کرد..توی یه اتاق خیلی بزرگ اما تاریک بود... هیچی معلوم نبود...دست و پاهاش بسته بود..دستش رو گذاشت روی زمین تا یکم بره عقب تر...اما دستش خیس شد...فکر کرد آب هست اما وقتی دستش رو آورد جلوی چشم هاش...اون مایع آب نبود ، بلکه خون بود! جیغ زد..

ـ کمکککک ، من کجام؟؟؟؟( جیغ و گریه)

در با صدای جیغ جیغی باز شد...نور کمی اومد داخل..صدای قدم های آرومی میومد...چشماش رو ریز کرد تا بتونه بهتر ببینه...یه پسر قد بلند بود اما نتونست چهرشو ببینه...

پسر با صدای بم و آرومی لب زد..

ـ پس بیدار شدی کوچولو..
ـ تو...تو..کی هستی؟؟؟
ـ هیشش

پسر پرده اتاق رو کنار زد...نور ماه کمی از شیشه عبور کرد و بخش کوچیکی از اتاق رو روشن کرد... ا.ت با چیزی که دید جیغ بلندی کشید..اتاق..پر از خون ، اون خون..خون خودش نبود بلکه خون های کف اتاق بود!

جونگ کوک با پوزخندی که انگار از ترس دختر لذت برده بود با صدای بمی گفت:

ـ ترسیدی کوچولو؟
ـ و..منو ول کن..خواهش میکنم ( گریه)

پسر چند بار اخطار داده بود که ساکت بشه اما دختر هر بار صداشو بالاتر می‌برد...جونگ کوک که حسابی کلافه شده بود ، من مشکیش رو درآورد و روی زمین انداخت و کمربندشو باز کرد..اون رو دور دست دختر پیچید و با عصبانیت به سمتش رفت...

ـ منو نزن...خواهش میکنم( گریه)
ـ خفه شو ( عربده)

جونگ کوک دستشو بالا برد که اولین ضربه رو بزنه...

که یهو..

ادامه دارد..
حمایتم نمی کنید عین قبل؟؟؟
دیدگاه ها (۲۴)

پارت ۱۹۵

چندپارتی جونگ کوک

### پارت ۵: طوفان در اتاق کارسرمای اتاق کار جونگ‌کوک، با ورو...

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 47[راوی]جمعه با...

سناریو

چند پارتیپارت ۲سه روز بود که در آن اتاقِ لعنتی حبس بود. فضای...

{عشق بی پایان}پارت:۲اون...اونهمون پسریه که تو کتاب بود؟؟؟پشم...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁹ویو: اتدست جونگ‌کوک هنوز توی دست...

معامله p30آن روز، بالاخره صبر تهیونگ تمام شد.در اتاق با صدای...

چند پارتی بازیچه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط