{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با توام همسفر عشقبفرما بنشین

با توام همسفر عشق٬بفرما بنشین
عاشق از نفس افتاده ! بفرما بنشین

نازنینم! نه تعارف نه تکلف این بار
به یکی خواهش بس٬ساده بفرما بنشین


تا بیایی و کمی خستگی از تن بکنین
تادل من شودآماده٬بفرما بنشین

فرصت با تو نشستن بخدا کمیاب است
فرصتی حال که رخ داده بفرما بنشین

مردم از بس که به هجران توعادت کردم
شاعر عشق! پری زاده بفرما بنشین!

زندگی با همه ی خوب و بدش زورق ماست
نازکم کن بت دلداده ! بفرما بنشین..
از کانال من در تلگرام بازدید بفرمائید*
https://t.me/monlightyy/AAAAADwlabGn5JpFx5ds8A
دیدگاه ها (۱۵)

رنگ چشمانت به دل جا مانده استطرح یاقوتی که خارا مانده است ر...

برای زنان سرزمین مادری امکه در مادری و زنانه گی شان بی نظیرن...

گفتی که شعرم، مست مستت می کند غافل از ان چشمی شدم،باده پرستم...

شـراب.عشـق تـو در دل نـه در پیمانـه ات.باشـد ڪجا ای.شمع همچو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط