{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جانم گرفت حسرتِ دیدارِ دیگرش...

جانم گرفت حسرتِ دیدارِ دیگرش...

با ما هر آنچه یار نکرد، انتظار کرد...
دیدگاه ها (۱)

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را...او که هرگز نتوان یافـت هم...

هرشب دلم برای تو خوابش نمی‌بَرد...خوابی عمیـق در بغلِ یارم آ...

زده بودم دل خود را گره بر زلف بلندش اما...گره از زلف گشود......

حـیـفم آید ڪه تو را جای ڪنـم در دلِ تنگ...یوسفی چون تو سزاوا...

آخرین دیدار یار

حسرت دیدار به دلم موند🥲

حسرت ابدی ما؛ دیدار به بهشت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط