.

.
شاید امسال اگر فصل زمستان برسد
موعد معجزه ی حضرت رحمان برسد
.
در همه محکمه ها عشق قضاوت کند و
حق به بیچارگی واژه ی انسان برسد
.
سفره را پهن بکن مادر و از غیب بخواه
تا که ما سیر شویم و به همه، نان برسد
.
باید از گریه ی من پنجره ها خیس شوند
باید آبی به تن خشک بیابان برسد
.
تو هم انگار شبیه خودم افسرده شدی
کاش این قصه ی غم زود به پایان برسد
.
دست خودکاری من سبز نشد ، می دانم
که بعید است زن از عشق به عرفان برسد
.
غم نیما به دلش مانده و من مطمئنم
از محالات بزرگ است که باران برسد!

#صنم_نافع
دیدگاه ها (۲)

شاید امسال اگر سوزِ زمستان برسد شاعر از زمزمه‌ی باد به ایمان...

خوب میدانم که خیلی عاشقی مطمئنم دوستم داری زیادخوب میدانی که...

یکم طولانیه ، ولی به خوندنش می ارزه !خودت را به مردن نزن !!!...

🌹 قصیده زیبایی در مدح امیرالمومنین علی علیه السلام🌹 کعبه زب...

مریم یوسفی نصیری نژاد

شاید شعار است این شعور شعر تو در توهر کس به میزان شکارش مشک ...

#فنجانی_چای_باخداقسمت هشتادو سوموارد ماه محرم شده بودیم و عر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط