گل خونی
گل خونی
پارت 13
- وگرنه به اونا اینکه توی ماشینن میگم از اینجا بندازنت بیرون
= اووو پس تهیونگ اینارو برات گزاشته خوبه
برادر جونگکوک رفت
کمکم داشت شب میشد فقط چندتا دختر بودن
چند تا دختر داشت جونگکوک رو نگاه میکردن و حرف میزدن
یک دختر امد سمت جونگکوک و اون موقع تهیونگ هم امد چون جونگکوک دیر کرده بود تهیونگ دید دختر داره به جونگکوک نزدیک میشه و گوشیش رو داره میده به جونگکوک
( علامت دختر # )
# میشه شماره تو بدی دوستم روت کراش زده
- نه ببخشید من توی رابطه
# اهااا باشع اشکال نداره
یک دفع تهیونگ امد و دست جونگکوک رو گرفت و برد توی ماشین
+ شوگا بیا
٫ بله قربان
+ اونا رفتن در کافه رو قفل کن و بده بع یکی از خدمتکارا تا هر روز در رو باز کنه
٫ چشم
و.........
پارت 13
- وگرنه به اونا اینکه توی ماشینن میگم از اینجا بندازنت بیرون
= اووو پس تهیونگ اینارو برات گزاشته خوبه
برادر جونگکوک رفت
کمکم داشت شب میشد فقط چندتا دختر بودن
چند تا دختر داشت جونگکوک رو نگاه میکردن و حرف میزدن
یک دختر امد سمت جونگکوک و اون موقع تهیونگ هم امد چون جونگکوک دیر کرده بود تهیونگ دید دختر داره به جونگکوک نزدیک میشه و گوشیش رو داره میده به جونگکوک
( علامت دختر # )
# میشه شماره تو بدی دوستم روت کراش زده
- نه ببخشید من توی رابطه
# اهااا باشع اشکال نداره
یک دفع تهیونگ امد و دست جونگکوک رو گرفت و برد توی ماشین
+ شوگا بیا
٫ بله قربان
+ اونا رفتن در کافه رو قفل کن و بده بع یکی از خدمتکارا تا هر روز در رو باز کنه
٫ چشم
و.........
- ۲۲۸
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط