گل خونی
گل خونی
پارت 12
تهیونگ بعدا یک ساعت تموم کرد و باهم خوابیدن
(صبح شود)
تهیونگ بلند شود داشت اماده میشد که جونگکوک گفت : کجا میری
+ میرم شرکت میام
- باشع ولی
+ چیزی شده
- نه راستی میشه برم بک سر به کافه بزنم
+ باشع ولی زود بیا راستی با راننده میری با همونم برمیگردی
- باشع عزیزم
+ خب دیگه من برم
- باشع مراقب خودت باش خداحافظ
+ خداحافظ
جونگکوک صبحانه خورد رفت اماده شود رفت کافه
داشت کافه رو تمیز میکرد داداش سابقش امد
- سلام تو اینجا چیکار میکنی
= هیچی امدم ازت خبر بگیرم
- نمیخواد برو وگرنه
= وگرنه چی
- وگرنه به ،،،،،،،
پارت 12
تهیونگ بعدا یک ساعت تموم کرد و باهم خوابیدن
(صبح شود)
تهیونگ بلند شود داشت اماده میشد که جونگکوک گفت : کجا میری
+ میرم شرکت میام
- باشع ولی
+ چیزی شده
- نه راستی میشه برم بک سر به کافه بزنم
+ باشع ولی زود بیا راستی با راننده میری با همونم برمیگردی
- باشع عزیزم
+ خب دیگه من برم
- باشع مراقب خودت باش خداحافظ
+ خداحافظ
جونگکوک صبحانه خورد رفت اماده شود رفت کافه
داشت کافه رو تمیز میکرد داداش سابقش امد
- سلام تو اینجا چیکار میکنی
= هیچی امدم ازت خبر بگیرم
- نمیخواد برو وگرنه
= وگرنه چی
- وگرنه به ،،،،،،،
- ۱۳۴
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط