{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمی به تخت و بخت ندارم.

چشمی به تخت و بخت ندارم.
مرا بس است.
یک صندلی برای نشستن کنار تو...
دیدگاه ها (۱۰)

و آن خالِ کوچک… آه، همان خالِ کوچک\! انگار خدا وقتی تو را آف...

نشسته ام بنویسم ولی قرار ندارماگر چه منتظرم با کسی قرار ندار...

سرم درد می کند قدر ام را تو دانیسیاه بخت ام در عین جوانیسیاه...

مرا برگردان...به روزهایی که هنوز دلماز رفتن نمی‌ترسید؛به آغو...

مرا برگردان...به روزهایی که هنوز دلماز رفتن نمی‌ترسید؛به آغو...

از دو عالم دردت ای دلدار بس باشد مراکافر عشقم اگر غیر تو کس ...

به قران وقتی فهیمدم انردو اشلی

حـُـــسیـن جآن؛برایِ از بین بردن بغض های گلوم ؛ نیازمندِ نشس...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۲: صندلی کنار پنج...

همسایه سایه‌ات به سرم مستدام بادلطفت همیشه زخم مرا التیام دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط