«درخواستی»
«درخواستی»
رمان «عطر باران و لبخند تو»
پارت ۲: صندلی کنار پنجره
ا.ت در کلاس، صندلی خالی کنار پنجره را انتخاب کرد. چند دقیقه بعد تهیونگ وارد شد و با آرامش در صندلی کناری نشست. بوی عطر ملایمش با هوای بارانی کلاس آمیخته بود. ا.ت تلاش کرد به دفترش نگاه کند، اما تصویر لبخند تهیونگ مدام در ذهنش تکرار میشد.
رمان «عطر باران و لبخند تو»
پارت ۲: صندلی کنار پنجره
ا.ت در کلاس، صندلی خالی کنار پنجره را انتخاب کرد. چند دقیقه بعد تهیونگ وارد شد و با آرامش در صندلی کناری نشست. بوی عطر ملایمش با هوای بارانی کلاس آمیخته بود. ا.ت تلاش کرد به دفترش نگاه کند، اما تصویر لبخند تهیونگ مدام در ذهنش تکرار میشد.
- ۳۳۴
- ۰۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط