{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«درخواستی»

«درخواستی»

رمان «عطر باران و لبخند تو»

پارت ۲: صندلی کنار پنجره
ا.ت در کلاس، صندلی خالی کنار پنجره را انتخاب کرد. چند دقیقه بعد تهیونگ وارد شد و با آرامش در صندلی کناری نشست. بوی عطر ملایمش با هوای بارانی کلاس آمیخته بود. ا.ت تلاش کرد به دفترش نگاه کند، اما تصویر لبخند تهیونگ مدام در ذهنش تکرار می‌شد.
دیدگاه ها (۶)

💜 پارت سوم | چیزی که تهیونگ فهمیدتهیونگ هنوز با همان لبخند ش...

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟻| چرا ناراحتی؟صبح روز بعد، حیاط دانشگاه شلوغ‌تر ...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 2 | اولین روز دانشگاهصبح سئول با صدای زنگ گوشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط