به سایـه ام نـگاه کردم
به سایـه ام نـگاه کردم
دست به کمر ایستاده بود!
طاقت نـیاوردم
گفتم:
تو هم از پـشـت خـنجـر بـزن!
گفت:
خـنجر نـیـست...
پـیر شدم؛
سـال هـاسـت دنـبالت دویـدم!!!
دست به کمر ایستاده بود!
طاقت نـیاوردم
گفتم:
تو هم از پـشـت خـنجـر بـزن!
گفت:
خـنجر نـیـست...
پـیر شدم؛
سـال هـاسـت دنـبالت دویـدم!!!
- ۷۳۸
- ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط