ت خیلی وقت بود که دلم میخواست با کوک رابطه داشته باشیم و
ت: خیلی وقت بود که دلم میخواست با کوک رابطه داشته باشیم ولی نمیشد چون کار داشت. تصمیم گرفتم که برم براش شیرموز درست کنم و قرص تحریک کننده بریزم. ۳ تا قرص ریختم توش
ات:بیا ددی(شیرموز را داد به کوک)
کوک:مرسی بیب
جونکوک ۵ دقیقه بعد فهمید حالش داره بد میشه و هوا گرم شده که ات با لباس باز اومد رو پاهاش نشست و گفت:من کاملا برای تو هستم ددی هرکاری میخوای انجام بدی بده.
جونکوک که خودش را کنترل نتونست کنه به سمت لباش حمله ور شد . ناله هاشون وسط بوسه میومد
کوک ات رو برد بالا به سمت اتاق و...
جونکوک:بیب خیلی حال داد فقط چنتا قرص ریختی
ات:اومم ۳ تا
کوک:میگم چرا هرچی توت میکوبیدم راحت نمیشدم
ات:(خنده)اره دیکه
جونکوک دست تتو دارش رو برد به سمت شکم ات و ماساژ داد که فهمید خوابش برد
کوک:دوست دارم پری من
خب بچه ها خوب بود؟؟درخواستی دارید بگید میزارم
ویسگون جون تروخدا پاک نکن
ات:بیا ددی(شیرموز را داد به کوک)
کوک:مرسی بیب
جونکوک ۵ دقیقه بعد فهمید حالش داره بد میشه و هوا گرم شده که ات با لباس باز اومد رو پاهاش نشست و گفت:من کاملا برای تو هستم ددی هرکاری میخوای انجام بدی بده.
جونکوک که خودش را کنترل نتونست کنه به سمت لباش حمله ور شد . ناله هاشون وسط بوسه میومد
کوک ات رو برد بالا به سمت اتاق و...
جونکوک:بیب خیلی حال داد فقط چنتا قرص ریختی
ات:اومم ۳ تا
کوک:میگم چرا هرچی توت میکوبیدم راحت نمیشدم
ات:(خنده)اره دیکه
جونکوک دست تتو دارش رو برد به سمت شکم ات و ماساژ داد که فهمید خوابش برد
کوک:دوست دارم پری من
خب بچه ها خوب بود؟؟درخواستی دارید بگید میزارم
ویسگون جون تروخدا پاک نکن
- ۲.۶k
- ۱۳ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط