{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب خواب خاطراتت رو دیدم انقدر تا صبح اشک ریختم که خواهر

دیشب خواب خاطراتت رو دیدم انقدر تا صبح اشک ریختم که خواهرم فکر کرد دارم کابوس میبینم غافل از اینکه من کابوس نمیدیدم رویایی از کابوس بدتر میدیدم
دیدگاه ها (۶)

#عکس_نوشته

#عکس_نوشته

قابل توجه صدف و مامان بابام و کل ساختمون #عکس_نوشته #تهدید_ع...

#تهدید_عادیه_حمله_کن_پشمک #عکس_نوشته

دارم به جای خالیت فکر میکنم، که خودتم نمیتونی پرش کنی، که گر...

[☆part³⁷☆]صبح روز بعد با ناله ی خفیف بلا از درد از خواب بیدا...

‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌    ‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌    ‌  ‌ ‌‌ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط