پسرک جلوی خانمی را میگیرد و با التماس میگوید:
پسرک جلوی خانمی را میگیرد و با التماس میگوید:
خانم ترو خدا یه شاخه گل بخرید
زن در حالی که گل را از دست پسرک میگرفت نگاه پسرک را روی کفش هایش حس کرد
پسرک:
چه کفشهای قشنگی دارید
زن لبخندی زد و گفت:
برادرم برایم خریده است . دوست داشتی جای من بودی؟
پسرک بی هیچ درنگی محکم گفت:
نه ولی دوست داشتم جای برادرت بودم تا من هم برای خواهرم کفش میخریدم ....
خانم ترو خدا یه شاخه گل بخرید
زن در حالی که گل را از دست پسرک میگرفت نگاه پسرک را روی کفش هایش حس کرد
پسرک:
چه کفشهای قشنگی دارید
زن لبخندی زد و گفت:
برادرم برایم خریده است . دوست داشتی جای من بودی؟
پسرک بی هیچ درنگی محکم گفت:
نه ولی دوست داشتم جای برادرت بودم تا من هم برای خواهرم کفش میخریدم ....
- ۲.۲k
- ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط