{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسرک جلوی خانمی را میگیرد و با التماس میگوید:

پسرک جلوی خانمی را میگیرد و با التماس میگوید:
خانم ترو خدا یه شاخه گل بخرید

زن در حالی که گل را از دست پسرک میگرفت نگاه پسرک را روی کفش هایش حس کرد

پسرک:
چه کفشهای قشنگی دارید

زن لبخندی زد و گفت:
برادرم برایم خریده است . دوست داشتی جای من بودی؟

پسرک بی هیچ درنگی محکم گفت:
نه ولی دوست داشتم جای برادرت بودم تا من هم برای خواهرم کفش میخریدم ....
دیدگاه ها (۸)

می ستایم دخترکی را که تن فروشی نمیکند و هنر فروشی میکند.....

وقتـــــی خیـــــس از بارون به خونه رسیدمبرادرم گفت چرا با خ...

این جا هیچکس شبیه حرفهایش نیستاین جا همیشه تر وخشک با هم میس...

ص ۶۶با ازاده تماس گرفتم __باز هم این موضوع را از پریسا مخفی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط