{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

موزه عشق

موزه عشق

( نیکول همون ا/ت هست و ۲۲سالشه و خانواده پولداری داره.
فلیکس همون فلیکسه و خانواده پولداری داره.
علامت فلیکس _
علامت نیکول + )
ف.
.
.
شروع :
نیکول ویو : از اونجایی که پاییزه دلم خواست یکم امروز برم موزه پس لباسم رو پوشیدم و یک تاکسی گرفتم تا برم.

فلیکس ویو : امروز میخواستم برم موزه تا یکم استراحت بکنم پس یک کت و شلوار کرمی رنگ پوشیدم و رفتم.

نیکول ویو : وارد موزه شدم و یک پسر خوشتیپ دیدم بنظر مهربون میاد رفتم و یکجا نشستم تا یکم آرامش بگیرم چون تو این چندروز اتفاقات زیادی برام افتاده بود مثلا : دوستم تصادف کرد و فوت شد فهمیدم مامانم سرطان داره.

فلیکس ویو :چندروز پیش خواهرم تصادف کرد و فوت شد. دلم خیلی براش تنگ شده هعی 💔
.
.
.
.
.
.
.
ادامه رو همین امروز مینویسم
دیدگاه ها (۰)

شوهر دومم

عجب

پست نصف شبی

شوهرمممممم

سلام من ات هستم ۲۴ سالمه عاشق موتور سواری هستم شغلمم هم دنسر...

𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒘𝒆 𝒇𝒂𝒍𝒍 𝒊𝒏 𝒍𝒐𝒗𝒆𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏ویو لونا10:09از خواب بیدار شدم و ر...

/man minds/پارت۱ویو راویسونگمین هر سال مدرسه اش رو تغییر مید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط