{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جسم تاریک و خموش

جسم تاریک و خموش
قلبی آکنه ز درد
ناگزیر م به سکوت
بس که بیزار کرد
سالهای عمرم را
چه غریبانه گرفت
چه غریبانه شکست
تاج عمرم از دست
رفت از دامن من
آن همه زیبایی
شهرزاد ی بودم
چون پری رویایی
رخت بر بست و برفت
عمر من چون طوفان
دیگر از خود بودن
نگرانم نگران....


سولی
دیدگاه ها (۲)

شب مهتاب گاهی دلم برای خودم تنگ می شود ... گاهی دلم برای باو...

...

لطفاً کامنت ممنونم ازتون.

سلام به تمام دوستای خوب ومهربونم امیدوارم که روز شاد وخوبیرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط