{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب مهتاب

شب مهتاب
گاهی دلم برای خودم تنگ می شود ...
گاهی دلم برای باورهای گذشته ام تنگ می شود ...
گاهی دلم برای پاکیهای کودکانه ی قلبم میگیرد ...
گاهی دلم از آنهایی که در این مسیر بی انتها آمدند و رفتند خسته می شود ...
گاهی دلم از کسانی که ناغافل دلم را میشکنند میگیرد ...
گاهی آرزو میکنم ای کاش ...
دلی نبود تا تنگ شود ...
تا خسته شود ...
تا بشکند ....
دیدگاه ها (۴)

...

چقدر خوبه ولی حیف که نمیاد

جسم تاریک و خموشقلبی آکنه ز دردناگزیر م به سکوتبس که بیزار ک...

لطفاً کامنت ممنونم ازتون.

ص ۴۴به خواهرم حق میدادم  روزهایی را به خاطر اوردم‌که در مقاب...

عقریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط