{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

+منم همینطور اما مامانم می‌گفت بعد از اینکه گچ پاش رو باز

+منم همینطور اما مامانم می‌گفت بعد از اینکه گچ پاش رو باز کرد داشت با پدرش تمرین می‌کرده که دوباره یادش بیاید چطوری راه بره!
-وای جدیـــــی؟! اصلا باورم نمیشه.
بعد هردو خندیدن.
چندین دقیقه دیگه هم مکالمه‌هاشون ادامه داشت.
از فن میتینگی‌ که قرار بود فلیکس بره گرفته،تا وضعیت طرفدار های ا.ت‌ برای کنسرت با هم حرف زدند.
اصلا متوجه نشده بودن اما زمان براشون به قدری زود گذشته بود که حالا دیگه نوبت ا.ت شده بود که بره داخل اتاق...


_Soki.

-شرمنده دیر شد اما شرایط هم دیر کامل شد.،پس به‌ همین دلیل و یه علت دیگه که الان میگم شرایط این پارت همون شرایط پارت قبله.☝🏼
علتش اینه که من یه مدته حس میکنم انگیزه‌امو برای نوشتن از دست دادم و برای همین داخل پیجم‌ نوشتم:«عافم احتمالا». این احتمالا هم برای اینه که وقتی تونستم براتون دوباره درخواستی ها رو بنویسم،و عافم هم نوشتم چون معلوم نیست کی دوباره فعالیت کنم. شرمندتونم:)❤️‍🩹
توقع ندارم وقتی برگشتم دوباره مثل قبل حمایتم کنید،اما امیدوارم سوکی رو فراموش نکنید؛) 🫠🫂


#سناریو #فیک #چندپارتی #استری‌کیدز #تکپارتی #کی‌پاپ
دیدگاه ها (۸)

"شب‌خاص"'پارت نوزدهم'P¹⁹اون روز بالاخره می‌تونستند بعد از دو...

جواب ناشناساتون‌ خوشگلای سوکی:اسلاید اول)اولی:سلام قشنگممممم...

رمان

وقتی تو و هان.....(درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط