{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

PR

#P𝗔R𝗧 : 19
#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e
عـشـقِ تَـرسـنـٰاک
✦...............................
لارا:نکنه باز رفتی قمار
تهیونگ:یاااا چی میگی نخیر قول دادم دیگه..
لارا:اهوم خیلخوب باشه
تهیونگ:میبینمت
گوشی رو قطع کرد...طولی نکشید که انا زنگ زد و مشغول حرف زدن با اون شدم
که بعد یک ساعت باهاش خداحافظی کردم گوشیمو روی تخت انداختم و بلند شدم باز کرم درونم فعال شد ، چقد دوست دارم اذیتش کنم برم ببینم موهاشو خشک کرده یانه تو این هوا سرما نخوره پسر مردم گناه داره...
از اتاقم بیرون اومدم
وارد سالن شدم که دیدم جونگکوک دوباره رو اون مبل نشسته ولی لباس هاشو عوض کرده یه تیشرت مشکی جذب که به تنش چسبیده بود و سیکس پک ها بدن عضله ایش رو به نمایش میگذاشت پوشیده بود با دیدن من ابرویی بالا انداخت
و دوباره نگاهشو به TV داد
خواستم برم تو اتاقم که صدای زنگ در اومد..
مگه تهیونگ نگفت که نمیاد؟پس کیه
به سمت در رفتم جونگکوک جلوتر رفت
کوک:من باز میکنم
در رو باز کردن با دیدن جونهی از ذوق میخواستم دیوار رو گاز بگیرم به سمتش دوییدم و پریدم توی بغلش
چند دقیقه موهامو نوازش کرد
یه لحظه نگاهم به جونگکوک افتاد که جدی و با اخم بهون زل زده بود زبونمو در اوردم و زبون درازی کردم که زیر لب گفت
کوک:زبونتو کوتاه میکنم
بی اهمیت بهش لپای کیوت جونهی رو گرفتم و محکمو صدادار بوسیدمش اونم بوسه ای به موهام زد
جونگکوک هر دقیقه اخماش بیشتر میشد
کوک:نمیخوای بگی این اقا که از بس بو.سیدیش جای رژت روی صورتش مونده کیه
جونهی نگاهی به جونگکوک کرد و لبخندی تحویلش داد خدایاااا این بشرر قندخالصههههه
به خودم اومدم یه قدم از جونهی فاصله گرفتم نگاهمو به کوک دادم و گفتم
لارا:هوانگ جونهی..دوست بچگی منو تهیونگ خیلی پسر خوبیه تازه در زدنم بلده
کوک:الان داری تیکه میندازی؟
چیزی نگفتم که بلاخره جونهی زبون باز کرد
جونهی روبه جونگکوک گفت
جونهی:حالا بگو خودت کی هستی
کوک:جئونم..جونگکوک.
ضربه ارومی به شونه جونگکوک زدم و کیوت گفتم
لارا:دوست تهیونگه..در زدن بلند نیست
جونهی مشکوک نگاه کرد و گفت
جونهی:قضیه این در زدن چیه؟
جونگکوک به حالتی که میگفت به تو چه مرتیکه نگاهش کرد
لارا:بیخیال...خسته ای میتونی تو اتاق تهیونگ بخوابی
جونگکوک:اونجا جای منه
جونهی:تهیونگ خودش کجاست خیلی وقته ندیدمش...دلم براش تنگ شده
لارا:اون بخاطر یه کاری خونه نمیاد..بخاطر همین جونگکوک اینجاست
جونهی:فهمیدم
نگاهی به جونگکوک کردم و گفتم
لارا:خب حالا که جا نیست میتونی بیای تو اتاق م...
قبل اینکه حرفم تموم بشه جونگکوک گفت
کوک:لازم نکرده..من اینجا میخوابم
با اخم همیشگیش نگاهی به جونهی کرد و ادامه داد
کوک:تو برو تو اتاق تهیونگ
جونهی باشه ای گفت و با چمدونی که توی دستش بود پرسید
جونهی:خب لارا تا اتاق تهیونگ همراهیم میکنی
لارا:حتما
جونگکوک:بیا من نشونت میدم
جونگکوک بدون حرکت اضافه ای به سمت اتاق تهیونگ رفت و جونهی هم دنبالش راه افتاد..طرف خله
سرجام وایستادم تا جونگکوک برگرده
خیلی زود اومد و جلوم وایستاد
کوک:که بیاد تو اتاقت بخوابه؟؟
لارا:من..من منظورم این نبود
کوک:خف.ه شو لارا
اخمی کردم
لارا:به تو چه اصلا تو فکرکردی کی هستی که بگی چیکار کنم ها؟؟؟ من هرکاری بخوام میکنم!
جونگکوک:حتی هر.زگی؟
لارا:بفهم چی میگی..تو هیچ چی نیستی..فقط دوست بردارم و یه بچه مدرسه ای پرو قلدر و از خود راضی هستی که فکرمیکنی هرچی بگی همون میشه
حرف هامو با پرویی تو صورتش میزدم
لارا:ولی نه اشتباه میکنی..بزار بهت بگم من نمیزارم که کسی مثل تو بهم زور بگه و دستور بده..هرکی میخوای باشی باش جونگکوک تو برای من هیچی نیستی یه ادم بی ارزشی
جونگکوک که همه این مدت با خشم به چشم هام زل زده بود با پایان حرف حالم فقط یه باشه گفت و رفت جای قبلیش گوشیش رو روشن کرد و سروش کرد تو گوشی
چهههه یعنی قانع شد؟نه اینجوری نمیشه...من خودمم دنبال دعوام نتونستم خودمو کنترل کنم و با پوزخند صداش زدم
لارا:هوی جونگکوک..انتظار نداشتم به این زودی تسلیم شی
جونگکوک دست هاش رو مشت کرد صبرش به پایان رسیده بود ولی نمیتونست کاری کنه..لارا زیادی رو مخش بود ولی بازم خودشو کنترل کرد نه از ترس بلکه برای نقشه ای که کشیده بود ممکنه بود قبل بازی خراب بشه ...
جونگکوک تو همون حالتی که روی مبله دراز کشیده بود و پا رو پا بود گفت
کوک:لارا بس کن صبر منم حدی داره سعی نکن تمومش کنی چون اتفاق خوبی نمیوفته
دیدگاه ها (۳)

#P𝗔R𝗧 : 20 〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰاک✦............

#P𝗔R𝗧 : 21〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰاک✦.............

#P𝗔R𝗧 : 18 〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰاک✦............

#P𝗔R𝗧 : 17〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰاک✦.............

Part:115Part:115فردا صبح همه سر میز صبحونهمادرته : امممم کیا...

فصل دوم Part:60لارا : رفتم سمت اتاق تهیونگ در زدم ته : داشتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط