{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا با سوز جان بگذار و بگذر

مرا با سوز جان بگذار و بگذر

اسیر و ناتوان بگذار و بگذر


چو شمعی سوختم از آتش عشق

مرا آتش به جان بگذار و بگذر


دلی چون لاله بی داغ غمت نیست

بر این دل هم نشان بگذار و بگذر


مرا با یک جهان اندوه جانسوز

تو ای نامهربان بگذار و بگذر


دو چشمی را که مفتون رخت بود

کنون گوهرفشان بگذار و بگذر


در افتادم به گرداب غم عشق

مرا در این میان بگذار و بگذر
#حمید_مصدق
دیدگاه ها (۳)

مرا با سوز جان بگذار و بگذراسیر و ناتوان بگذار و بگذر … چو ش...

مرا با سوز جان بگذار و بگذراسیر و ناتوان بگذار و بگذر …چو شم...

مرا با سوز جان بگذار و بگذر اسیر و ناتوان بگذار و بگذر چو ...

مرا با سوز جان بگذار و بگذراسیر و ناتوان بگذار و بگذر چو شمع...

چو شمعی سوختم از آتش عشق مرا آتش به جان بگذار و بگذر #حميد_م...

مرا با سوزجان . بگذاروبگذراسیروناتوان ......بگذاروبگذرچوشمعی...

غمگین چو پاییزم ، از من بگذرشعری غم انگیزم ، از من بگذرسر تا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط