{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتـی سیب ...

گفتـی سیب ...
و لبانت برای لبخندی گشوده شد
چیک چیک !
اولین تصویر
در روحم 
تصویر میوه ممنوعه ای بود که از میان
لبان به سرخی سیبت 
خارج شد!
من نه فرشته ام
و نه شیطان...

من آدمی هستم که
می فهمم لبخندت بهشتی از سیب به پا خواهد کرد
پس می خندم که بگویم : سیب !!
دیدگاه ها (۱)

کم کم یاد خواهی گرفت...تفاوت ظریف میان نگه داشتن یک دست،و زن...

خدایا!من دلم قرصه!کسی غیر از تو با من نیستخیالت از زمین راحت...

سرت را که روی شانه ام بگذاری ،حرف ها دارد برایت نجوا کند ......

چند وقتی است....حرفی زیباتر از سکوت برای گفتن ندارم...چشمانم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط